شيخ ذبيح الله محلاتى
369
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
شانزده هزار از فرزندان خود را عمدا بكشد عايشه فهميد كه اين تعريض بر اوست و اشاره بوقعهء جمل است كه بسبب او جماعتى از اخيار و صحابهء كبار شهيد شدند گفت بيرون كنيد اين دشمن خدا را از پيش من ) . علامهء زمخشرى در ربيع الابرار فى الباب التاسع عشر فى الجواب المسكة اين حكايت را به اين الفاظ آورده ( دخلت ام افعى العبدية على عائشة فقالت يا ام المؤمنين ما تقولين فى امراة قتلت ابنا لها صغير قالت وجبت لها النار قالت فما تقولين فى امراة قتلت من اولادها الكبار عشرين الفا قالت خذوا بيد عدوة اللّه . و راغب اصفهانى در آخر حد عشرين از كتاب محاضرات همين حكايت را نقل كرده پس به حمد اللّه روشن گرديد كه البتّه خروج عايشه براى اصلاح ذات البين نبوده و غرضى جز قتال با نفس رسول و زوج بتول نداشته . و اما طائفهء دوم كه مىگويند عايشه توبه كرد اين ادعا نيز باطل است بوجوهى . اولا - بالفرض اگر عايشه بعد از جنگ توبه هم كرده باشد توبهء او بروايات صحيحه هم مروى باشد بر اهل سنت است كه دليلى كه قابل قبول باشد از براى قبول توبهء او اقامه بفرمايند و اثبات ذلك دونه خرط القتاد . و ثانيا روي قانون علمى كه قاضى عبد الجبار معتزلي هم آن را قبول كرد اين است كه توبهء عايشه قابل قبول نيست . عماد الدّين طبرى در كامل بهائى گويد كه شيخ مفيد محمد بن محمد بن نعمان العكبري البغدادى در مجلس قاضى عبد الجبار پاى درس نشسته بود درحالىكه كودك بود شخصى حاضر شد گفت اى قاضى روايت مىكنند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روز غدير خم نص كرد بر امامت على بن ابى طالب و على را نگذاردند كه قيام بنمايد و ابو بكر قيام كرد از روى غصب . قاضى گفت ايها السائل نص بر امامت و خلافت على روايت است و اما خلافت